دو مورد زیر چگونه از انبارهای ضمانتشده برای حل چالشهای زنجیره تأمین و دستیابی به کاهش هزینه و بهبود کارایی استفاده میکنند؟

مورد اول:شرکت الف یک شرکت نوپای خدمات فناوری است که قصد دارد به تجارت صادرات خارجی گسترش یابد، اما با مشکلات اصلی زیر روبرو است:
۱. عدم صدور (حق انجام عملیات صادراتی): نمیتواند صادرات را به نام خود اعلام کند یا تخفیفهای مالیاتی را اعمال کند، که این امر توسعه کسبوکار را محدود میکند.
۲. حجم کم و ناپایدار کسب و کار: سفارشات پراکنده هستند، با انواع مختلف و دستههای کوچک، که ایجاد یک تیم صادرات داخلی را غیراقتصادی میکند.
۳. نیروی انسانی ناکافی: کمبود نیروی متخصص برای تجارت خارجی، اظهارنامه گمرکی، مستندسازی و پردازش ارز خارجی.
۴. فشار بالای کنترل هزینه: اگر مدل سنتی صادرات خودگردان اتخاذ شود، هزینههای تدارکات بالا و هزینههای عملیاتی به سختی قابل تحمل هستند.
شرکت الف مدل تجارت خارجی با داراییهای سبک «انبار وثیقهدار + تجارت انبار کالا» را اتخاذ کرد که این شرکت را قادر ساخت تا به سرعت تجارت صادراتی خود را راهاندازی کند و به بهینهسازی زنجیره تأمین و برنامهریزی مالیاتی دست یابد.
سه مزیت عمده این مدل:
1.قانونی و مطابق با قوانین: از تجارت در انبارهای کالا و سیاستهای تخفیف مالیات صادرات چین برای دور زدن فقدان حق صادرات (حق انجام عملیات صادراتی) استفاده میکند.
۲. اقتصادی و کارآمد: هزینههای تدارکات را کاهش میدهد (تأمینکنندگان از تخفیفهای مالیاتی بهرهمند میشوند) و در هزینههای نیروی انسانی و عملیاتی صرفهجویی میکند.
۳. ریسک قابل کنترل: شرکتهای حرفهای، رویههای پیچیده را مدیریت میکنند و ریسکهای اعتباری و ارزی را پراکنده میکنند.
عملکرد اصلی چنین مدل ترکیبی، ایجاد یک زنجیره تأمین انعطافپذیر و افزایش قابلیتهای خدمات مشتری است. این یک راهکار تجارت خارجی با دارایی سبک، کمهزینه، سریعالشروع، سازگار و قابل اعتماد است که بهویژه برای شرکتهای نوپای تجارت خارجی مناسب است.
مورد دوم: شرکت ب یک شرکت بزرگ با کارخانههای خارج از کشور است. این شرکت در زمینه تهیه و تامین قطعات و اجزای مختلف از داخل کشور فعالیت دارد که سپس برای مونتاژ به خارج از کشور ارسال میشوند. مشکلاتی که با آن مواجه است شامل افزایش قابل توجه حجم کار کارکنان اظهارنامه گمرکی و همزمان افزایش حجم کار برای پردازش تخفیف مالیات صادرات مالی است.
شرکت B یک استراتژی ترکیبی از «انبار وثیقهدار» و «تجارت در انبار» را برای دستیابی به کاهش هزینه، بهینهسازی زنجیره تأمین و برنامهریزی مالیاتی برای شرکت اجرا کرد.
سه مزیت عمده این مدل:
۱. سادهسازی قابل توجه حجم کار اظهارنامه گمرکی:
● اظهارنامه تجمیعی: تأمینکنندگان میتوانند قطعات را به منطقه جامع گمرکی تحویل دهند (کالاهای داخلی که وارد این منطقه میشوند، به عنوان کالای صادراتی در نظر گرفته میشوند، اما رویههای اظهارنامه گمرکی سادهتر میشوند). سپس شرکت B میتواند کالاهای چندین تأمینکننده را بر اساس برنامه تولید کارخانه خارجی تجمیع کند و یک اظهارنامه گمرکی یکباره برای صادرات انجام دهد که این امر تعداد اظهارنامهها را تا حد زیادی کاهش میدهد.
● جریان آزاد در منطقه: ذخیرهسازی، گردش، دستهبندی و بستهبندی کالاها در منطقه جامع گمرکی نیازی به اظهارنامه گمرکی ندارد و این امر به طور قابل توجهی وظایف اظهارنامه عملیاتی روزانه را کاهش میدهد.
۲. تخفیفهای مالیاتی صادرات تسریعشده و زودتر:
● تخفیف هنگام ورود: به محض ورود کالاهای تأمینکنندگان داخلی به منطقه جامع گمرکی، آنها صادر شده تلقی میشوند. شرکت B میتواند بلافاصله بر اساس اسناد اظهارنامه ورود، بدون انتظار برای خروج فیزیکی کالاها از کشور، برای تخفیف مالیات بر ارزش افزوده صادرات درخواست دهد. این امر روند تخفیف را پیش میبرد، جریان نقدی را بهبود میبخشد و همزمان فشار کاری بر بخش مالی ناشی از انتظار و پیگیری اسناد را کاهش میدهد.
● مدیریت اسناد سادهشده: فرآیند استرداد وجه از مرحله نهایی حمل و نقل صادراتی جدا شده است که باعث میشود اسناد واضحتر و مدیریت آنها آسانتر شود.
۳. مدیریت موجودی و بهینهسازی توزیع:
● ایجاد مرکز توزیع منطقهای: یک مرکز انبار قطعات در منطقه جامع اتصالیافته ایجاد کنید تا توزیع JIT (درست به موقع) را طبق برنامه مونتاژ کارخانه خارج از کشور انجام دهید و پاسخگویی زنجیره تأمین را افزایش دهید.
● کاهش هزینههای سفارشهای اضطراری: اگر کارخانه خارج از کشور تقاضای فوری داشته باشد، کالاها میتوانند به سرعت از انبار منطقه ارسال شوند و از هزینههای لجستیکی سریع و تأخیرهای زمانی مرتبط با ارسال مستقیم از چین جلوگیری شود.
II. ارزش استراتژیک حاصل شده برای شرکت:
۱. بهینهسازی هزینه:
● انبارداری تضمینشده: کالاها در طول انبارداری در منطقه از تعرفهها و مالیاتهای مربوط به واردات معاف هستند و این امر باعث کاهش اشغال سرمایه میشود.
● تجمیع لجستیک: امکان تجمیع کالاهای سفارشهای متعدد و تأمینکنندگان متعدد را برای اشتراکگذاری کانتینر فراهم میکند و هزینههای لجستیک بینالمللی را کاهش میدهد.
۲. گسترش مدل کسبوکار:
● تعمیر و آزمایش: میتواند خدمات تعمیر جهانی را برای تجهیزات وارداتی در منطقه انجام دهد، یا آزمایشهای پس از فروش را روی محصولات صادراتی انجام دهد و دامنه خدمات را گسترش دهد.
● پردازش ساده: اگر مونتاژ ساده، برچسبگذاری و غیره قبل از صادرات مورد نیاز باشد، میتوان آنها را در داخل منطقه و با استفاده از بیمهنامههای تضمینشده انجام داد.
۳. مدیریت ریسک و انطباق:
● جداسازی ریسکهای گمرکی: کالاها پس از ورود به منطقه، اظهارنامه صادراتی خود را تکمیل میکنند. عملیات صادراتی بعدی نسبتاً مستقل هستند و این امر خطر تحت تأثیر قرار گرفتن تخفیفهای کلی تحت تأثیر مشکلات در مرحله نهایی صادرات را کاهش میدهد.
● افزایش انطباق با قوانین: منطقه جامع گمرکی، به عنوان یک منطقه ویژه نظارت گمرکی، تحت یک مدل مدیریتی استاندارد فعالیت میکند و به شرکتها کمک میکند تا سطح کلی انطباق با قوانین تجاری را بهبود بخشند.
برای مدلهای کسبوکاری مانند «تدارکات داخلی، مونتاژ خارجی» شرکت B، استفاده از منطقه جامع گمرکی به عنوان یک گره مرکزی در زنجیره تأمین بینالمللی، صرفاً یک اقدام اضطراری برای مقابله با فشارهای حجم کار فعلی نیست. این یک طرح استراتژیک برای افزایش بهرهوری زنجیره تأمین جهانی، بهینهسازی ساختارهای مالی و مالیاتی و حمایت از توسعه بلندمدت کسبوکار است. این طرح میتواند کارهای گمرکی و تخفیفی پراکنده، پرتکرار و پرحجم را به عملیات استاندارد، متمرکز، کارآمد و قابل پیشبینی تبدیل کند و ارزش قابلتوجهی ارائه دهد!
زمان ارسال: 8 دسامبر 2025
